در مسیرناکجا آباد

مینویسیم تا بدونیم هستیم...
در مسیرناکجا آباد

چه به بازی ادامه بدی،چه بازی ادامه ندی..جهان به بازی خودش ادامه میده،توقفی وجود نداره،پس فکر کنم بهتره سعی کنی بهترین بازیت بکنی و بهترین نمایشت به اجرا بزاری،به جای این که مدام وقتت به غرزدن و کثافت کاری تلف کنی.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

چرخه دلسوزی

شنبه, ۷ آذر ۱۳۹۴، ۰۷:۴۰ ب.ظ

سه روز که رسما اومدم خونه جدید

اولین جدایی کامل از خانواده اما نه به خاطر ادواج

اولین تجربه خونه مجردی

تو این روزها حس های تازه اولیش

بیشتر از هرچیز به این فکر می کنم که

امان از معادلات پیچیده خدا

از دنیای ابدیت اسمت واسه یک ماموریت روی زمین فرامیخونه

با چشمی پراشک شرح میده واست باید چیکار کنی

هیچکس نمیدونه چرا با این همه علاقه و ترس از دوری از عشق

و با این که میدونه ممکنه وقتی برمیگرده اینقدر پاک نباشه

اما میفرستت به سرزمین عجایب

ماموریت شروع میشه و میشی یک نطفه

که بعد از نه ماه سرو کله زدن با پوست و گوشت و خون

تو شکم یک مادر

رسما کارت شروع میشه دنیای عجایب

انگار رئیس جمهور مملکتی هستی

همه مواظبتن،دل سوزتن،اسکورتت میکنن انگار

همه حواس ها بهت جعمه تا مبادا ذره ای غم دنیا تورو فرانگیره

تا چند سال وضعیت همین است و جهان اقلیم و تو پادشاهش

کم کم نگاه ها جدی تر می شود

مواظبت ها سخت گیرانه تر

کنترل ها اذیت کننده تر

اماا باز هم احساس میکنی این مواظبت ها برای حفظ توست

همزمان با این ها اما تفکراتی در تو شکل می گیرد

استقلال

کش مکش استقلال و حمایت ها تا مدت ها ادامه پیدا می کند

که معمولا با پیروزی استقلال مواجه می شود

استقلال اما بهایی سنگین به تو داده میشود

بهای سنگین استقلال طلبی

از دست دادن محسوس دلسوزی ها و به فکر بودن ها و حمایت ها و......

حالت دوچرخه ای را پیدا میکنی که نه تنها پایه ندارد

بلکه نمره اش 26 است و فرصت برای زمین خوردن فراوان

تویی و یک دفعه های فراوان

تویی که روزگار میگذرانی با یک دفعه ها

و سرشار میشوی از آنها

حال دیگر فقط خود را داری که دل بسوزانی برای خود و خای خود

کم کم اما نیز هم پیدا می شود

نیاز به کسی که باهم دل بسوزانید برای هم

و باز زمانی هم برای آن

و بعد از پیدا کردن و رفع نیاز دلسوز داشتن

نیاز پیدا می کنی حالا خود دلسوز باشی برای کسی

و حالا خود میشوی دلیلی  برای ماموریتی دیگر

و سرآغاز چرخه دلسوزی ای دیگر

با تموم این ها اما هیچ گاه سردرنخواهی آورد

از معادلات خدا

چرخه ها و چرخه ها و چرخه های فراوان

با این افکار

باز هم گذشت زمان و فرو رفتن در دل سوزاندن برای دیگران

آنقدر که پیشکسوت می شوی در این زمینه

آنقدر که خسته می شوی و جانی در بدن نه

آنقدر که اینبار خوسته یا ناخواسته باز میروی زیر پوشش دلسوزی دیگران

و میرسی به آخرین زمان های چرخه

و منتظر

برای پایان ماموریت

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۰۷
پیمان

نظرات  (۶)

۰۸ آذر ۹۴ ، ۰۰:۱۵ اسی بولیده

زیبا و تلخ...

 

غلطای املاییتون و درست کنین چقد املاتون ضعیفه :|

پاسخ:
متشکرم

متاسفانه همیشه گریبانگیرم بوده..نشد درست کنم این دفعه..ببخشید..سعی میکنم غلطهای تایپیم دزست کنم :(
۰۸ آذر ۹۴ ، ۰۰:۳۵ اسی بولیده

غلطاتون و گرفتم :

ازدواج ، جمعه ، اما ، (برای خود و خای خود؟؟) ، نیاز ، خواسته

اینا فقط اشتباهای تایپیتون بود! :|

غلطای نگارشیتون و دیگه نگفتم ، در اون صورت که تجدید میشین :))))

پاسخ:
ای وای من این همه غلط داشتم؟..البته این دفعه در حالت خوبی نوشتم ثبت نکردم اما معذرت میخوام بابت این همه اشتباه تایپی..سعی می کنم حداقل کمترشون کنم :)
تا تجدید نشدم باید فکری بیندیشم پس خخخ
۰۸ آذر ۹۴ ، ۰۰:۵۴ روزمرگی ...
خونه جدید مبارک :)
انشاا... درِ خونه جدید بعدی رو همراه با دلسوزتون باز کنید :)


شاید زندگی مأموریت نیست، بازی نیست ..
زندگی حرکت است، جریان است .. جریانی بی وقفه !
پاسخ:
سپاسگزارم دوست مهربان
چه آرزوی مهربانی...ممنون از نگاه زیباتون :)

بدون شک جریانیست..اما خب شاید برای این جریان هم اسم گذاشت..شاید
۰۸ آذر ۹۴ ، ۰۹:۴۴ هنوز یلدا

خونه جدید مبارک..

امیدوارم اومد داشته باشه براتون(خرافاتی به نظر میاد، ولی من تجربه ش کردم بارها...)

 

+ نوشته ی قشنگی بود...واقعیت زندگی...

پاسخ:
ممنونم یلدا خانوم
نه خیلیم عبارت دوست داشتنیه..مرسی بابت آرزوی خوبتون..لطف کردید

و گاهی واقعیت تلخ زندگی..مرسی
دوری و تنهاییی سخته البته من همیشه دورم شلوغ بوده انشالله بزودی  از تنهایی در بیاین ولی استقلال طلبی خوبه
پاسخ:
واقعا هم سخته :)
مرسی و متشکر :)
بزرگترین بدی زندگی اینه که هیچوقت اون چیزی رو که میخوای همون لحظه نداریش یه زمانی بهش میرسی که دیگه برات مهم نیس
++++
ممنونم از حضورت
پاسخ:
آره موافقم و احتمالا این یکی از اون امتحانهای خداست :)

خواهش میکنم و همچنین

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">