در مسیرناکجا آباد

مینویسیم تا بدونیم هستیم...
در مسیرناکجا آباد

چه به بازی ادامه بدی،چه بازی ادامه ندی..جهان به بازی خودش ادامه میده،توقفی وجود نداره،پس فکر کنم بهتره سعی کنی بهترین بازیت بکنی و بهترین نمایشت به اجرا بزاری،به جای این که مدام وقتت به غرزدن و کثافت کاری تلف کنی.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۶، ۲۱:۰۰ - بیست و دو
    چشم:دی
نویسندگان

نقاشی شاید

يكشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۴۴ ب.ظ

شاید اصلا تو نقاشی

که دراین جامعه ماشینی سیاه و سفید

تنها اثررنگیش منم

شایدکوک کننده سازی اصلا

سازها همه بدصدا و بدکوک

ساز من لامصب چه خوش کوک

تو شاید یک خروس قندی ساده

همه با پرستیژ و بزرگ شده

منم اما همان کودک ساده سابق، سیری ناپذیرازخروس قندی

شاید علتی برای معلول

همه بلاتکلیف وکله ها شبیه علامت سوال

من اما همان پسرک با نیش بازکه انگاراصلا خودم علتم برای معلول

دوپینگ هم میتوانی باشی راستی

آخر همه خموده و خسته

اما بایک لحظه امدنت در یاد فی البداهه حرکات موزون به سراغم می اید

نمیدونم دقیقا چگونه تفسیرت کنم آخر

اما

خلاصه که ای سراپا نازنین

همه چسبیده اند  به زمین انگار

بایادت اما گویی پرنده ای درآسمانم

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۰۴
پیمان

نظرات  (۵)

۰۵ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۰۱ روزمرگی ...
بسی سنگین بود متنتون! :)


یه شعرِ شاید کاملا نامرتبط به متن..:)
از در در آمدی و من از خود به در شدم
گفتی که از این جهان به جهان دگر شدم...
او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
سعدی
پاسخ:
ساده بود که خخخ

خیلی مرتبط بود و به جا اتفاقا
وباید قدردانی کنم ازانتخاب شعرزیبات..مرسی مرسی
۰۵ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۲۸ اَسی بولیده
waaaaaaaaaaw !!!!
پاسخ:
خواهش میشه خخخخ

سلام

قبل از هر چیز اجازه بدین یه اشکال از جناب آقای روزمرگی بگیرم بعد به متن پست مشغول بشم :)

با اجازه جمع :دی


از در در آمدی و من از خود به در شدم

گفتی که از این جهان به جهان دگر شدم...


گفتی اشتباه میباشد و  اصل متن شعر از سعدی اینگونه است :


از در درآمدی و من از خود به در شدم

گویی کز این جهان به جهان دگر شدم


بدلیل کمبود وقتم  ادامه شعر رو نمیگم :)

فقط میرسم به این بیت که جناب روزمرگی ، و این بیت از ابیات  سعدی رو اشتباه فرمودند که من با اجازه تون اصلاحش میکنم و شعر خود سعدی رو اینجا میگم :)

او را خود التفات نبودی به صید من

من خویشتن اسیر کمند نظر شدم


بماند که بیت اول این شعر رو  از همون روزی که تو کتاب ادبیات فارسیم خوندم تا الان که سالها از اون روزگار میگذره بیاد دارم :))

پس جناب روزمرگی همیشه مراقب باشین اصل شعر رو بگین :)

ممنون


پاسخ:
سلام متشکر ازنکته ظریفتون
جناب روزمرگی بفرمایید


خواهش میشه

متن دوم رو نوشتم فردا میام حرفمو در مورد این پست میگم :)

من همیشه کپی میکردم ولی فکر نمیکردم متنم بپره :(

ممنون

پاسخ:
فدای سرتون
منتظرتونم پس :)
۰۸ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۳۵ روزمرگی ...

سلـام :)

 

تازه امروز این کامنتا درمورد شعر سعدی رو دیدم :)

 

باران خانم .. مچکر از تذکرتون :)

البته..

اشعار قدیمی نسخه های متفاوتی دارن که تو این نسخه ها یه تفاوتهای جزئی وجود داره.. و نمیشه گفت که کدوم صحیح تره

 

در مورد دو تا اشکالی که گفتین هم ..

فکر کنم تو کلیات سعدی نشر طلوع اثر ذکاءالملک فروغی همین ابیاتی که من نوشتم.. نوشته شده

اما این کلماتی که شما گفتین.. «گویی و نبودی» احتمالا تو کتاب های درسی اینجوری اومده.. نمیدونم چرا فرق هست بینشون ..

چون هردوشون منبعشون آقای فروغی هستش..

 

ما همین مشکل رو تو دانشگاهم داشتیم.. مرجع درس زبان فارسی ما ..گلستان سعدی بود.. کتابی که استادمون معرفی کرده بودن با کتابی که خودشون داشتن(قدیمی بود کتاب خودشون) خیلی از این اختلاف ها داشت .. و به همین خاطر ایشون همیشه گیر میدادن به ما که شما از روی کتاب هم نمیتونید درست بخونید.. غافل از اینکه نسخه ها فرق داشتن!! :))

 

+ احتمالا کتاب های درسی برای سلیس تر شدن شعرها.. یه کمی اشعارو دستکاری میکنن!!! :)

به هر حال ممنون از تذکرتون .. اما همون که من گفتم درسته ;)

روزمرگی یکدنده (-_-)خخخخخ

پاسخ:
سلام پیگیر نیستینا خخخخ

باران خانوم بفرمایید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">