در مسیرناکجا آباد

مینویسیم تا بدونیم هستیم...
در مسیرناکجا آباد

چه به بازی ادامه بدی،چه بازی ادامه ندی..جهان به بازی خودش ادامه میده،توقفی وجود نداره،پس فکر کنم بهتره سعی کنی بهترین بازیت بکنی و بهترین نمایشت به اجرا بزاری،به جای این که مدام وقتت به غرزدن و کثافت کاری تلف کنی.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۶، ۲۱:۰۰ - بیست و دو
    چشم:دی
نویسندگان

شنیده ها

دوشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۵، ۰۸:۱۰ ب.ظ

اپیزود یک

پریشب شیفت بودم(یعنی نگهبان بودم که چون حوصله چرایی نگهبان بودنش هم اکنون از عهدم خارج خخخخ به همون شیفت گفتن بسنده می کنیم...لطفا شما هم کنجکاو نشوید اگر جز کسانی هستید که نمیدانید خخ) به همراه یکی دیگر از همکاران...یعنی دونفر  نوبتی شیفت میدیم ولی خب چون اساسا فرمالیته اونجا هستیم و امکانات برای کاری که اونجا هستیم فراهم نیست فقط ۲۴ ساعت اجباری البته اونجا باید باشیم دورهم گل بگیم گل بشنویم

پریشب با کسی که باهاش شیفت  بودم کسی بود که خیلی تعریفهای بدی ازش شنیده بودم  و واسم استرس ایجاد شده بود که خدایا این ۲۴ ساعت چیجوری بگذرونم با این مزخرف....یعنی این تعریف های بد فقط از سمت یکی دونفر نبود تقریبا همه هم دانشگاهیاش یکجورایی اذعان میکردن که آدم جالبی نیست و این به بعضی های دیگه هم که باهاش هم دانشگاهی  نبودن هم تعمیم پیدا کرده بود و جو خوبی راجبش نیود

خالی از لطف نیست گفتن این نکته که تازه هم منتقل شده به قسمت ما این بنده خدا

خلاصه با این ذهنیت ما شیفتمون شروع کردیم باهاش و معاشرتی سرد و این گونه ادامه پیدا کرد تا رفته رفته یخ ها ریخته شد و به جایی رسید که بنده خدا شروع کرد به درد و دل کردن و انتقادهای به جا و منطقی از وضعیت حال حاضر کشور و نظام

تو تمام جملاتی که می گفت من این بنده خدارو یا حرفهای پشت سرش قیاس می کردم و کمتر شباهتی بین چیزی که میبینم و چیزی که شنیدم میدیدم

طوری شده بود که مغزم نمیدونست اون صحبت هارو کنکاش کنه یا شنیده هارو

اصن یه وضعی

 گاهی میخوام از این درد بزنم زیر گریه...که چطور ما آدمهای فراوونی تو خودمون میکشیم..با این قضاوت اشتباه

تا کی آخه قراره یک قالب ساده داشته باشیم واسه شناخت آدمها و متعاقبا قضاوتشون براساس اون

حرصم میگیره از خودم...چرا با این همه تاکید بازهم به قضاوت کردنم ادامه دادم قبل از شناخت

چی میکشه این خدا..خودش میدونه....

ای کاش ای کاش کاش همتی کنیم همتی کنیم همتی کنیم و آدمها را  براساس شنیده ها قضاوت نکنیم.

...........................................

اپیزود دو

مدتی که خیلی حرفهام براساس شنیده هاست

نه براساس تحقیق

همین شده که خیلیها میان به راحتی نقضش میکنن

دوموردش سر فوت ابراهیم گلستان و مارلون براندو

آقا ما گفتیم ابراهیم گلستان مرده..رو چه حساب؟ شنیده ها

دوستمون گفت نه بابا زندست

منم مطمئن گفتم نه بابا خیلی وقت مرده

گفت بابا من میدونم پیمان...زندست

منم طوری مطمئن بودم گفتم آقا اصن شرط

گفت باشه..سرچی؟بستنی

چشمتون روز بد نبینه سرچ کردیم تو گوگل بالای ۹۰ سال مث مرد داره به زندگیش ادامه میده

بعله ضایع گشتن همان و بستنی دادن همان

حالا این به کنار

مارلون براندو

با دوستم یحث میکردیم به این جا رسید که

من گفتم مارلون براندو پدرخوانده یک نتونست تموم کنه و مرد

دوستم گفت بابا سال ۲۰۰۵ مرد

من گفتم نه مطمئنم مرده بود..مستندش دیدم

گفت پیمان جان ۲۰۰۵ مرد..مطمئنم

این دفعه اون گفت اصن شرط سر شام

مطمئن گفتم باشه

زدیم باز تو گوگل زارت سال ۲۰۰۵ فوت شده بود

و بعله..باز ضایع گشتن همان و شام دادن همان

تازه نامرد هرجا میشینه میگه شرافتم میبره خخخخ

تازه این دودفعش..تو جمع ضایع شدنها و لاپوشونیهام که بماند

و خب حقمه..حقمه

چرا چون بدون تحقیق حرف زدم..براساس شنیده هام و منابع غیرموثق حرف زدم

کسی که بدون مطالعه و تحقیق حرف بزنه باید ضایع بشه

تا تکونی بخوره و مطالعش بیشترکنه و تحقیقش

چون واقعا بده این براساس پوچ حرف زدن

و این اتفاق اگه تو یک جمع باشه..مساوی با خورد شدن شما

 میدونین اینجوری که شما اگه بخواین حرف بزنین و پایش براساس شنیده ها باشه

مثل این که دارین با ارتشی  از پوچی به سرزمینی از گنگی حمله می کنید

و نتیجه به شدت تلخ خواهد بود

با شنیده ها زندگی کردن هیچوقت نمیزاره انسان  به معنای واقعی زندگی پی ببره حتی

و فقط با تحقیق و مستدل کردن که میتونیم بفهمیم واقعا زندگی سالم با اطلاعاتی پاک یعنی چی


بیاییم کلمه شنیده هارو کلا  از دایره لغاتمون حذف کنیم..و کلمه تحقیق کردم رو به جاش بیاریم..وگرنه سکوت کنیم..هیچوقت براساس شنیده هامون حرف نزنیم لطفا

......................................

 اپیزود نهایی


شنیده ها تا نابودی زندگی یک نفر میتونن خطرناک باشن

خیلی مواظب باشیم

چی میگیم

و

چی میشنویم


و چگونه رفتار می کنیم


کاری نداشته باشیم که بقیه دارن چیکارها میکنن و چی میگن

کاری که درست رو انجام بدیم

ما خدا نیستیم که از زندگی ها خبر داشته باشیم و بدونیم چی درسته چی غلط

فقط در مسیر شناخت واقعی و معرفت باید قدم بزاریم

با تموم لحظات ناامیدکننده و تلخ و عجیب قریب پیش رو

خدا فقط تو همین مسیر است و بس
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۱۰
پیمان

نظرات  (۷)

من هم چندباری البته اونوقتا نوجوان بودم برام پیش اومد که بدون اطلاع حرف بزنمو بعدشم دعوا شدم برای همون خیلی توو ذهنم موندو تجربه شد بعدش یاد گرفتم اولا با هرکسی بجث نکنمو حس کردم اون اطلاعاتش بیشتره کلا از اول وارد بحث نشم. دوم اینکه دیگه حرفایی که میزنم حتی توو وبمم مینویسم تا مطمئن نباشمو نخونمو نذونم نمیزنم...
واسه شمام تجربه ای شد...
اتفاقا مورد اولم برام پیش اومده ...خیلی بده با ذهنیت قبلی بخوای با کسی برخورد کنی..
پاسخ:
دقیقا...شما خوب موقعی فهمیدین
متاسفانه من تازه دارم میفهمم
اما اصولیشم واقعا همیناست که گفتین..تا مطمئن نشد نباید چیزی گفت....

خود خدا درستمون کنه که خداییش سخته این تغییر

قضاوت راجع ب آدما ک خود ب خود شکل میگیره توذهن.. اما ب خاطر کنجکاوی بی موردمون نمیتونیم از ادامه دادنش دست برداریم!
سختم خست انصافا!

عاقا مگه مجبوری شرط بندی میکنی؟!:))
پاسخ:
سخته..ولی شدنیه..نبااااید اینجوری باشه :)


همین بگو..مجبوری اخه :((((
سلام 
شرط بندی حرام است حرام :||
حتی از نوع دوستانه اش :||

+
البته عجیب و غریب :)
غریب نه قریب :)


++
قضاوت خیلی بده :(
من خیلی بد مورد قضاوت دیگران قرار گرفتم:(
این اواخر تو کار سابقم .
و چند سال پیش ، حدودا 7-8سال پیش مورد قضاوت بد بعضی از اقوام قرار گرفتم 
جوری که تا میرفتم مجلسی ، رو در رو بهم توهین میکردن و مورد قضاوت ناعادلانه شون قرار 
می گرفتم :((
اما بعد از چند سال ، به بعضی هاشون ، ثابت شد که من اونی نیستم که همه تو هر مجلسی 
پشت سرم بد میگن!
البته ازم بعضی هاشون عذرخواهی کردند اما بعضی هاشون همچنان منو مورد لطف بی رحمانه 
خودشون قرار میدن.

+++
میدونین بدی قضاوت شدن اینکه اگر پشت سرت باشه آدم با خودش میگه به جهنم بزار قضاوتت 
کنند و حرف بزنم خوبیش اینکه حداقل من نمیشنوم !
 ولی وقتی انگشت اتهام به طرفت نشونه گرفته میشه و پچ پچ هاشون شروع میشه 
اونوقت که اذیت میشی ! گاهی وقتا هم نمیتونی به همه بفهمونی که آقا/ خانم دارین بد قضاوت 
میکنین !! بخدا تهمت دارین میزنین !!:|
همیشه از این جماعت که بد قضاوت کردن خیلی کشیدم:((
امیدوارم هیچوقت خودمون هم به این سمت کشیده نشیم که بدون دلیل و عدله یکی رو محکوم کنیم 
و یا قضاوت ناعادلانه در موردش داشته باشیم.آمین...


پاسخ:
متاسفانه..اشتباه کردم :(


ااا..ممنون از اصلاحتون


دقیقا کسی که خودش مورد قضاوت اشتباه قرار گرفته باشه بیشتر تلخیش درک میکنه
ای کاش همه تصمیم قضاوت نکردن بگیرن

آمین
موافقم
اما چه میشه کرد....
سلام
ای بابا حداقل یه بار شما شرط و میبردین دلمون خنک میشد :))
یکی از همکارام هر وقت حرفی میزد پشت بندش میگفت ما شنیدیم خودمون ندیدیم :)
پاسخ:
سلام خوبین؟

وقتی شنیده ها اصل باشن همش باخت دیگه خخخخ


آره اینم بد نیست..اما بهتره که نباشه کلا :)
دور از چشم باران، مثل اینکه شما بازنده ی خوبی هستید. یه موضوعی پیدا کنم باهاتون شرط ببندم:)


به باران جان:
هر چه میخواهد بگوید، هرکه میخواهد...
پاسخ:
خخخخخ اتفاقا دوستهام بعد اون قضیه دنبال بهونه ان سر یک موضوعی باهام شرط ببندن خخخخ



باران خانوم

سلام 

آدم یکبار اشتباه میکنه بار دوم همون اشتباه رو تکرار نمیکنه :))
ضرب المثل مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید مصداق این اشتباه تونه :)

+
خواهش میکنم :)

++
یلدا خانم سلام حالا دور از چشم ما ؛ )
با جناب پیمان خان شرط بندی کنین و اگر ایشون باختند که میبازند در اینجا رو باید تخته کنن :))))

یلدا خانم ممنونم ما که کاری بهشون نداریم ولی ازشون ناراحت بودم.
باور میکنین هنوز تو مجلسشون که میرم همون کارا رو میکنند ؟
ولی حرف شما متین بقول زنداییم از این گوش باید به اون گوش تحویل بگیریم و بیخیال شون بشیم.


+++
آقای کرامتی من از شما ناراحتم :|
امیدوارم اینبار باعث این ناراحتیم نشین اگر بشین میام میگم چرا ناراحتم ؟

++++
یک پست جدید بذارین تموم شد کل پست تون خوندیم :دی 


پاسخ:
سلام خوبین؟
بعله حق با شماست :)


یلدا خانوم


چرا ناراحت؟

چشم ..در اسرع وقت :دی
دیگه ناراحت نیستم :)
اینبار تکرار نشد :))

ممنون. 

( آقا دو بار تمام،  من سلام کردم چه تو این پست چه تو پست پایین ، سلامم رو جواب ندادین 
ولی به سلام خانم شکیبا جواب داده بودین از این ناراحت بودم چرا به سلام من که واجبه جواب 
ندادین :) که خوشبختانه تکرار نشد این کار :دی )
من به سلام حساسم :))
سلام کردن مستحبه ولی جواب واجبه :)
همین دیگه :) 
دیگه نبینیم تکرار کنین وگرنه به دیوان محاسبات اداری :دی شکایت تون رو میکنیم :دی 




پاسخ:
خداروشکر خخخ

اهاااا...ببخشید..نمیدونستم حساسین
سعی میکنم تکرار نشه..البته معمولا جواب سلام میدم
ولی این بار در رفته از دستم..ببخشید

چشم تمام سعیم میکنم خخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">