در مسیرناکجا آباد

مینویسیم تا بدونیم هستیم...
در مسیرناکجا آباد

چه به بازی ادامه بدی،چه بازی ادامه ندی..جهان به بازی خودش ادامه میده،توقفی وجود نداره،پس فکر کنم بهتره سعی کنی بهترین بازیت بکنی و بهترین نمایشت به اجرا بزاری،به جای این که مدام وقتت به غرزدن و کثافت کاری تلف کنی.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ . 15:59اولهای نماز ، فکر کنم رکعت اول و بعد سوره حمد شاید

پیش خویش گفتم خب دیگر نماز زودتر بخوانیم و بریم سریع پای پی سی

تشری زدم به خویش و گفتم ناسلامتی نماز است و وقت  اینجور فکرها نیست

در این میان اما ناگهان چیزی آمد به ذهن

تو خیلی وقت است در لحظه زندگی نمی کنی پیمان

تویی که شعارت همواره در لحظه زندگی کردن است

چرا از آن کار در همان لحظه لذت نمیبری؟

کاری که به هرحال داری انجامش می دهی

کاری ندارم که  گر نماز است باید با حضور قلب باشد نه از روی اجبار و عادت

متاسفانه  در لحظه هایت گم شده ای پیمان

فکر کردن زیاد هم شاید خوب نیست

که همش چه می شود بعد

قشنگیهای لحظه را از دست نده

در حین داشتن برنامه ریزی های بلند مدت و کوتاه مدت

همین.

((ثبت موقت در یکی از روزهای مردادماه 92))


پ.ن 1:نمیدونم چه حس کوفتی ایه احساس میکنم هروقت ثبت موقتی رو  علنی میکنم حالت صدا و سیما رو دارم که برنامه نداره برنامه های تکراری قبلا پخش میکنه..یعنی حس اعصاب خورد کن ها.....البته راستش در واقعیت اینجور که همین الان دارم به چند موضوع فکر میکنم ولی چون نمیتونم جمله بندیش کنم و جمع بندیش کنم  یا ثبت موقت میکنم و یا اصلا ثبت نمیکنم و میام از ثبت موقتهای قبلا ثبت میکنم..خداییش اصلا قصد سمبل ندارم که بخوام یک چیزی حتما ثبت کنم..ولی این حس کوفتی ولم نمیکنه.

پ.ن 2:هم نداریم..ها راستی ریاکارهم خودتونید..والا :دی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۳۰
پیمان
شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ . 11:41کاش خدا بودم و دارنده یک شمشیر سامورایی

آن وقت میگرفتم انتقام خوبی ها را از بدی ها

آنوقت به سراغ غول تنهایی میرفتم، میکشتمش

قلب سیاهش را میگرفتم در آغوش به خاطر تمام سالهایی بهم عشق ورزیده

آنوقت گلستان بود دیگر ...بچه ها  از بچگی فرصت دست کشیدن به سبزه و چمن را داشتند

عشق بازی و عبادت در تکامل هم..خنده ها تموم شدنی

نه نگرانی از دست دادن کسی ، نه نگرانی نامیدی...

اما من دون کیشوتی بیشتر نیستم و مدام در رویا

گاه راک استاری بر روی سن

که می خواهد به تمام نزدیکان و دوستان و مردم حال حاضر فریاد زند که به خدا اینجورها هم که فکر میکنید نیست

گاه شوهری مهربان که که کلمه خیانت را  پاک کرده از دایره المعارف ذهن زنش و گویی آرامش و حس خوب تنها کلمات این دایره المعارف

و حتی گاه پدری مهربان که درست راهنمایی میکند بچه اش در تو تموم پیچ و خم ها

گاه تئوریسین، کارگردان ، نویسنده و حتی بازیکن فوتبال و....

اما همش در رویا..در واقعیت اما نه خبر از اسبی قوی نه  نیزه ای صیقل داده شده و نه حتی لباس رزم

....

بدانید اما رویاهای خوب

اگر تا الان نشده ام ماشینی چندین خدا پرست،تنها شماها بوده اید که حفظ کرده اید همواره آرمان هایم

رویاهای شیرینم که که شیرینیتان آنقدر هست که در هنگام مواجهه با تلخیهای واقعیت

رنگ ناباوری خورده می شود بر تمام وجودم همچون نگاه نامید ویلیام والاس در فیلم شجاع دل

رویاهای  بینظیرم که آنقدر زیبا خودرا واقعی جلوه می دهید که سنگین ضربه هایی می خورم در مصاف واقعیت اصل

با تمام تحقیرهایی از سوی خویش،مبادا که ترکم کنید روزی

که پیمان گرهست پدری خودزن و خسته دل ، اما  اوست که با تموم بی مهری ها پرورانده است شما را تا این جا

ترکم نکنید هیچگاه ، که در مصاف جنگ با ماشین

شمایید آغوشی پر مهر از آرامش

همچون تصوری از بهشت.....


آپلود عکس

                                                 همینجوری

پ.ن 1: سادگی بهترین چیز برای تقویت امید و هدف..مثل یک بادکنک و تیکه ای ابر و البته دنیایی از سادگی

پ.ن 2:این تو فیسبوک،پیج سوتی های بحال ایرانی خوندم..واقعا اشکم دراومد از خنده گفتم بیارمش اینم شاید بعضیاتون نخونده باشینش:


((یه ﺑﺎﺭ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺭواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺑﺨﺶ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﺍﺳﺘﺎﺩﻩ ( ﺯﻥ ) ﺻﺪﺍﻡ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﯿﺎ پای ﺗﺨﺘﻪ ﻧﻘﺶ پسری ﺭﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﺨواﺩ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪ ﮐﻨﻪ , ﭼﯽ ﻣﯿﮕﯽ ﺑﻬﺶ؟! ﮔﻔﺖ ﻣﻨﻢ ﻣﺜﻼ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻡ!!!!! ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ , ﺿﺎﯾﺲ ! ﺍﺳﺘﺎﺩ: ﻧﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺵ ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯾﻢ ﻧﻘﺎﻁ ﺿﻌﻒ ﻭ ﻗﻮﺕ ﻭ ﻧﺤﻮﻩ ﺑﯿﺎﻧﺖ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﻨﯿﻢ.ﺣﺎﻻ ﮐﻞ ﮐﻼﺱ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﻨﺘﻈﺮﻥ ﯾﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﮕﻢ ﺑﺘﺮﮐﻦ , ﻣﻨﻢ ﻓﺮﺻﺖ ﻃﻠﺐ زﻝ ﺯﺩﻡ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺎﺻﺪﺍﯼ ﻧﺎﺯﮎ ﮔﻔﺘﻢ : ﺷﻼﻡ، ﻣﻦ ﯾﻪ ﺟﻮﺟﻮﯼ ﮐﻮﺷﻮﻟﻮﺍﻡ، ﻫﻮﺍ ﺷﺮﺩﻩ، ﺑﻒ ﻣﯿﺎﺩ، ﻣﯿﺰﺍﻟﯽ ﺗﻮ ﻗﻠﺒﺖ ﺑﻤﻮﻧﻢ؟؟ :") ﯾﻌﻨﯽ ﮐﻼﺱ ﺗﺮﮐﯿﺪﺍ , ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺻﺤﻨه ﺮﻭ، 50 ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻃﺮﻑ!!!!!ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺷﮏ ﺍﺯ ﭼﺸﺎﺷﻮﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﯾﺪ , ﺍﺳﺘﺎﺩﻣﻮﻥ ﻫﻢ ﺧﺪﺍﯾﯿﺶ ﺑﺎﺟﻨﺒﻪ ﺑﻮﺩ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺑﺸﯿﻦ ﺗﻮ ﺁﺩﻡ بشو ﻧﯿﺴﺘﯽ! =)))))       ))

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۲ ، ۱۹:۳۰
پیمان
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ . 11:20در دوران دو نفره های قشنگی قرار گرفته ایم

در سمتی مذهبیون قرار گرفته اند که با کلاه شرعی ای محترمانه بر سر ازدواج صیغه را برای دونفره شدن علم کرده اند
در سمتی دیگر آزاد اندیشان قرار گرفته اند که با تعاریف جدید خویش از عشق ازدواج را در مقابلش حقیر شمارده اند
و با چیزی به نام بی اف جی اف خود را به قله روشنفکری  گره زده اند
کاری نداریم که هرکدام از این دودسته مدارج و مرحله های گوناگونی دارند به گونه ای که عده ای تا ته می روند و عده ای نه
شاید به خاطر بهره برداری منحصر به فرد خویش از اخلاق و منطق
این وسط برایم جالب است که تکلیف اشخاصی همچو من چه می شود که نیمچه آزاد اندیشی ای دارند و نیمچه اعتقادات مذهبی
که صرفا به ازدواج فکر میکنند و عشق را در وصالی ابدی،خواه ابد یک ثانیه باشد خواه پنجاه سال
البته مرگ را عرض مینمایم یک ثانیه عاشق بودن تا مرگ و یا پنجاه سال عاشق بودن تا مرگ بی شک نباید فرق کند خیلی
هرچند که باز استثنا هم داریم
راستش فکرش را که می کنم از خنده ریسه می روم
که آن دنیا فرض بر این باشد که  یک گروه بهشتی و یک گروه جهنمی
این وسط بنده حقیر که یک پا به آن سمت است و یک پا به سمت دیگر
موقعیتی نه چندان جالبی پیدا می کند
و اوج خنده زمانی که از پس جداشدن دوگروه و رفتنشان به سمت بهشت و جهنم
کار ازجر خوردن خشتک هم فراتر می رود.
بعله
پینکی:خدا هم دل داره دیگه
میدونی چقدر از این موزیانه خندیدنت بدم میاد؟
پینکی:چشم دیگه نمی خندم
بعله
این چنین است که ازدواج دائم با حفظ ایده الهای نسبی و منطقی حکم مطلق دارد.
پینکی:میشه یک سوال بپرسم؟
جان بپرس
پینکی:خب مثلا تکلیف این خانومها  یا آقایونی که طلاق گرفته اند یا دخترها و پسرهایی که شرایط ازدواج رو ندارند چی میشه
خب این ها جز شرایط خاص حساب میشن...کسایی که طلاق می گیرند خب به خاطر این بوده اون ایده الهای نسبی و منطقی رو رعایت نکردن پس اشتباه کردن و باید انقدر منطقی باشن و پای اشتباهشون وایستن و صدماتی که به روحشون وارد شده رو جبران کنند و اون دخترها و پسرها هم اگه واقعا هم بخوان تلاش میکنن و شرایطش بوجود میارن حالا نه اونقدر مجلل و درحدی که بشه زندگی کرد
پینکی:خب اونهایی که واسشون تصمیم گرفته شده..دخترهایی که تو سن کم عروسسشون کردن بدون اختیار خودشون..یا حتی تو سنی تصمیم گرفتن که خب نمیفهمیدن کسی هم نبوده بهشون مشاوره بده این ها هم این حقشون؟
ببین اینجا بحث عدالت خداوندی پیش میاد و با تموم  حرفهایی که دارم از حوصله این نوشته خارج..فقط این بگم که به هرحال اشتباه رخ داده و باید جبران بشه
پینکی:ولی جواب من این نبود

بیخیال 

پینکی:فرار یعنی؟

فرار که نه ولی خودت که دیگه خبر داری از خستگیام..بزار بعدا حرف میزنیم

پینکی:چی بگم..چه میشه کرد...باشه

مرسی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۲ ، ۱۹:۳۰
پیمان
سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ . 22:42همانطور که رفتن امروزم به سرجلسه دفاع دوستم به رفتن به حرم تغییر کرد،پست آماده به اکران هم به این پست تغییر کرد.

امروز حاضر شدیم بر کنار ضریح امام رضا و نه دقیقا شبیه کلیپ زیر ولی شبیه به همچین شکلی خدمت آقا تبریک تولدشون گفتیم(خداییش هم که توقع ندارین دقیقا همینجوری تبریک بگم هااا؟اونم جلوی این همه جمعیت)

http://s3.picofile.com/file/7940130428/%E2%80%AAHappy_Birthday%E2%80%AC%E2%80%8F.flv.html

و خب جز تبریک و روبوسی و این ها مقداری و درد و دل و دعا و ... نیز بود.

مقداری حرف بعضا طنزگونه (حداقل از نظر خودم)دیگه هم بود که البته نوشتمشون ولی هرکاری کردم نتونستم از وزارت ارشاد شخصیم مجوزش بگیرم و این شد که این با مقدار زیادی سانسور روانه میدان شد.فقط دیگه هرکاری کردم از پس سرگذشت امروز نتونستم دیگه این دوتا سوال پیش آمدم مطرح نکنم:

اول این که واقعا چرا بانوان بعضا بالای 35 سال ایرانی این همه چاق و پهن می باشند؟و دین و مذهبشون فقط تو پوشش موی سرشون و نماز خوندنشون و تمام؟

دوم این که واقعا چه اتفاقی میفتاد اگه حرم امام رضا به جای مشهد قزوین بود؟

بنده که با یک ابروی بالا همچنان با توجه به امروز در تفکر می باشم.

ضمن  این که خالی از لطف نیست گفتن این که در برگشت هم همان دوست عزیزی که قراربود برم سر دفاعش و نرفتم هم دیدم و بعد از صرف یک عدد ساندویچ به سینما نقل مکان کرده و مشغول تماشای فیلم دهلیز شدیم.فیلم خوبی بود و در 5 مین  آخر فیلم نیز اشکمان که فاصله نسبتا دوری هم با مشکمان دارد (شاید به خاطر مرد بودنمان) جاری شد به خاطر بازی خیلی خوب این پسرک پدرسوخته نمیدونم چی چی شیرخانلو..خداییش با سن کمش خیلی قشنگ نقشش درآورد و تاثیرگذار بازی کرد.

و این که نمیدونم چرا تو حالم(با توجه به این که خیلی خیلی فیلمهای خوب و حتی بهتر تو ذهنمه) دعوتتون کنم به تماشای فیلم Les Misérables یا همون بینوایان خودمون ساخته 2012...که اومده از نگاهی جدید داستان نگاه کرده بدون این که به اصل داستان لطمه ای بزنه...مهمترین نکتشم این که تمام فیلم دیالوگها آهنگ وار و به صورت شعر ادا میشه و جز کلماتی محدود بقیه دیالوگها همش با آهنگ خونده میشه و خیلی به قشنگی فیلم اضافه کرده.

در ادامه هم چند عکس از حرم امام رضا در امروز....

آپلود عکس

حرم امروز

آپلود عکس

و باز حرم امروز

آپلود عکس

و همچنان حرم امروز



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۲ ، ۱۹:۳۰
پیمان
شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ . 21:10و من همچنان مسافر ایستگاهم

شاهد رفتن و گذر کردن مردم

کم کم شاید اسم مسافر را نیز ازم گرفته شود

اما بی شک من هنوز یک مسافرم

اگر بپرسی چرا؟

می گویم خودم انتخاب کردم این وضعیت را

همچون برخلاف مسیر آب شنا کردن را

بدون این که بخواهم کتمان کنم گندهایی که تا الان زدم را

میدونم میخوای بپرسی درد نمیکشی از این وسعت تنهایی

عادت کردم راستش

اما وقتی در گفتگو با مسافرهای دیگه می نشینم

آنها هم تنهایی ای دارند به وسعت یک عالم

هرچند حجم تنهاییشان را به وسعت تنهایی خویش نمیبینم

که ای بسا حتی طرف خود را بگیرم

اما ارضا می شوم از عدالت خداوندی

می دانی،درست است که سالهاست مسافری بدون سفر در ایستگاهی متروکم

اما من هنوز هم یک مسافرم و در انتظار سفر

هرچند که  مدتهاست مسافر ایستگاهم

آپلود عکس رایگان و دائمی

((درکیات من حاصل از گوش دادن آهنگ  Stationary Traveller  هرچند شبیه سازی واقعی با زندگی واقعی خودم رو در دستور کار قراردادم))

آهنگ Stationary Traveller  از آلبوم Stationary Traveller ساخته گروه Camel به سال 1984

پ.ن 1:مطمئن نیستم تو ترجمه اسمش اشتباه نکرده باشم اما اون هم صرفا چیزی بود که من برداشت کردم از آهنگ

پ ن 2:این عکس، عکس کاور آلبوم  Stationary Traveller  می باشد .

پ ن 3:لینک دانلود آهنگ واستون میزارم که اگه دوس داشتین دانلود کنین و گوش بدین.من که توصیه میکنم اگه گوش ندادین تاحالا حتما دانلود کنید و گوش  بدین و لذت ببرید(البته بستگی داره شایدم خوشتون نیاد)..اما توصیه میکنم اگه خواستین دانلود کنید و گوش بدین موقع خواب و زمانی که سکوت مطلق هدفون بزارید تو گوشتون و گوش بدین..تاثیرش دوبرابره.

لینک دانلود :

http://s2.picofile.com/file/7936215050/Stationary_Traveller.mp3.html




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۲ ، ۱۹:۳۰
پیمان
چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۲ . 18:40بعد از 6 سال دوهفته نت نداشتم..البته اگه مثلا سفرهارو که طبیعتا به نت دسترسی نداری یا مثلا خونه خواهر تو بندر که اونا هم نت ندارن رو در نظر نگیریم.راستش خیلی حس خوبی داد که وقتی اومدم دیدم 13 تا نظر دارم خیلی کیف داد یعنی در حد ذوق مرگ

پینکی:جنبه داشته باش پیمان

بابا خب چرا دروغ اولین باره این همه نظر یک جا میبینم خو...بعدفکر کن تک  تکشون بخونی و تایید کنی و خصوصیهارو  مجبور باشی بعد خوندن حذف کنی

پینکی: اصن به نظر من سخت ترین قسمتش همین پاک کردنشون

حالا خداروشکر من پسرم و نظرهای اونجوری واسم نمیزارن تو خصوصی...یعنی صرفا صلاح دید بعضی دوستان که  صرفا به خاطر یک احوال پرسی نمیان موضوعیت یک پست خدشه دار کنن..اصن به نظرم اساس پیغام خصوصی هم واسه این..هرچند متاسفانه به خصوص واسه بعضی خانومها این پیغام های خصوصی سرسام آور و اذیت کننده میشه..بگذریم، راستی در بین این 13  دو نظر از آقایون بود...بعله بعله بعله یعنی الان باید اون فرضیم که آقایون کلا نظر ههمجنسشون جواب که هیچ اصلا محل نمیدن و فقط جواب خانومهارو میدن زیر سوال ببرم..و این خیلی خوبه و امیدوارم تداوم پیدا کنه..واقعا خوشحالم از این اتفاق که دو آقا واسم نظر گذاشتن

پینکی: حالا انقدر خوشحال نشو که یک دفعه دیدی بهت انگ اهم اهم زدن

بی ادب برو اصن جنبه نداری..آدم یکم بهت میخنده رسما..

پینکی: باشه بابا حالا یک شوخی کردیما..حالا بقیه حرفات بگو دیگه جناب تین ایجر نره غول

آره دقت کردی تو نوشتنم این دفعه چه ذوق و شوق این تین ایجرهارو داشتم...

پینکی: والا سطح  فکرتم خیلی بالاتر از همین تین ایجرها نیست

باز چهارتا دیالوگ بهت دادم روت رفت بالا...کاری نکن این یه بار بشه آخرین بارها..نزار باز بکنمت تو همون دفترجه تا مادام العمر با  بوی جوهر محشور شی ها

پینکی:با این که اساس من کم آوردن نیست بنده به خاطر لوس شدن این نوشته و صد البته ادای احترام به شما سکوت را به مرحله انتخاب در می آورم

خداییشم راست میگی باز طبق معمول لوس شد...خب کجا بودیم..آها بعله در این دوهفته که بنده احساس میکردم چقدر سخت بگذره..هیچ اتفاقی نیفتاد بنده خیلی بیشتر بیرون رفتم در دنیای واقعی سیر کردم و بیشتر نوشتم و نوشته هام کامل کردم به خصوص نوشته ای که تیکه ایش تو پست بعدی میزارم که امیدوارم بتونم کاملش کنم و بشه که بفرستم واسه یک جشنواره ای چیزی(نمیدونم چرا الان حس کردم استاد مزروعی گفت آره جون عمت عین همون مقاله ای که میخواستی بفرستی همایش برق) ، و این که کلی فکر واسه چگونگی های نشدن های خواسته های قشنگم در زندگی ، و البته چند روزی هست که بحث استخدامی نیروی دریایی ارتش اومده که باز دوران خوب و بد بندرعباس واسم تداعی میکنه،شرایطش کاملا بهم میخوره همه چیش مگه این که تو تست سلامت جسمانی ردم کنن،راستش دودلیل اصلی داره که احساس میکنم باید برم یکیش خب طبیعتا این بیکاری اعصاب خورد کنم و یکی دیگش این که  حداقل باید 6 سال تو بندرعباس یا شهرهایی با آب و هوای بد باشم و خب احساس میکنم تو این 6سال خیلی میتونم رو خودم کار کنم واسه آیندم واسه زندگی آیندم...فرصت این دارم که مرد بشم با وجود سختیهایی که به جون میخرم(هرچند مامانم میگه خودت سختی بکشی اوکی زن و بچت چی؟،راستش مامان حقم داره از 18 سالگی از خونه و زندگیش  جدا شده رفت اونور کشور تا 50 سالگی که بابا بازنشست شد و برگشت مشهد)،راستش دلم میخواد میخواد تو این 5 6 سال که اونجا هستم ازدواج نکنم فقط کاش میشد که هرچند توقعی زیاد ولی دوس داشتم یک دختر تو این 5سال به پام میشست،قبول دارم بازهم دارم رویایی و توهم وار فکرمیکنم ولی خب دوس داشتم یک دختر پیدا میکردم که تو این 5 6سال هم خوب میشناختمش..بیخیال انسان همیشه باید به چیزهایی که خدا بهش داده تکیه کنه و چیزهایی که درحال حاضر داره...هرچی خدا بخواد همون میشه،اگه شد و رفتم شاید دوران خودسازی خوبی باشه و البته فرصتی برای ادامه تحصیل و تحقق رویاهام، آخ باز زیاد حرفیدم،انشاللله تو نوشته هایی بعدی بیشتر میشرحم.

پینکی:اجازه هست این آخرش من یک چیزی بگم؟

جان بگو...ولی وای به حالت باز بخوای مزخرف بگی

پینکی: تولدت مبارک پیمان

آخی مرسی...مرسی عزیزم هرچند بعد از 6 روز ولی ممنونم خیلی ممنونم

پینکی:خواهش میشه آقا پیمان

حالا بسه دیگه ملت فکرمیکنن این پسره چقدر عقده ایه هیچکی بهش تبریک نگفته...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۲ ، ۱۹:۳۰
پیمان
سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲ . 14:19

Such a lonely day

عجب روز تنهایی

And it’s mine

و این روز مال من است

The most loneliest day of my life

تنهاترین روز زندگی من

Such a lonely day

عجب روز تنهایی

Should be banned

بایستی ممنوع میشد

It’s a day that I can’t stand

این روزی است که نمی توانم بیاستم

The most loneliest day of my life

تنهاترین روز زندگی من

The most loneliest day of my life

تنهاترین روز زندگی من

Such a lonely day

عجب روز تنهایی

Shouldn’t exist

نبایستی که وجود داسته باشد

It’s a day that I’ll never miss

این روزی است که اصلاً از دستش نخواهم داد

Such a lonely day

عجب روز تنهایی

And it’s mine

و این روز مال من است

The most loneliest day of my life

 تنهاترین روز زندگی من

And if you go

و اگر بروی

I wanna go with you

می خواهم که با تو بیایم

And if you die

و اگر بمیری

I wanna die with you

می خواهم با تو بمیرم

Take your hand And walk away

دستانت را بگیرم و دور شوم

The most loneliest day of my life

تنهاترین روز زندگی من

The most loneliest day of my life

تنهاترین روز زندگی من

The most loneliest day of my life

تنهاترین روز زندگی من

Such a lonely day

چه روز تنهایی

And it’s mine

و این روز مال منه

It’s a day that I am glad I survived

این روزیه که من توش خوشحالمو زنده میمونم


آهنگ Lonely Day از گروه System Of A Down ..... اصلیترین دلنوشته این روزهای من از زبان یاری دگر

این نیز لینک دانلودش درصورت علاقه شما به گوش دادنش با کیفیت خوب :

http://s1.picofile.com/file/6244205230/System_Of_A_Down_Lonely_Day.mp3.html

.......

پ.ن1:از 4سال پیش که این آهنگ واسه اولین بار شنیدم تا الان...شاید بهترین روایتگر هرروز من بوده

پ.ن2:با تشکر از سایت mihanlyrics که من تو زحمت ترجمه کردن ننداخت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۲ ، ۱۹:۳۰
پیمان