در مسیرناکجا آباد

مینویسیم تا بدونیم هستیم...
در مسیرناکجا آباد

چه به بازی ادامه بدی،چه بازی ادامه ندی..جهان به بازی خودش ادامه میده،توقفی وجود نداره،پس فکر کنم بهتره سعی کنی بهترین بازیت بکنی و بهترین نمایشت به اجرا بزاری،به جای این که مدام وقتت به غرزدن و کثافت کاری تلف کنی.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

۷ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

پینکی:فکرمیکنی این دفعه بشه پیمان؟

نمیدونم پینکی واقعا نمیدونم

پینکی:حق داری ولی خب قبول داری موقیت سخت وجالبیه این که هم احتمال شدنش هست هم احتمال نشدنش

اره شایدیکی ازجذابترین بخشهاش همین قسمتشه .. هرکس ندونه توخوب میدونی پینکی من همیشه سعی کردم ازصفروپایه شروع کنم وباتموم وجود برای

کامل شدنش تلاش کنم

هیچوقت هیچ چیزاماده کرده نخواستم چون اساسامال من نبوده

میدونی پینکی تو همیشه با من بودی ومیونی درصدخواستنم رو حتی با این که شیطنتهایی هم کردم ولی درونم رو همواره دیدی و خب بهتر از همه این شور درک میکنی

گاهی وقتاکه فکرمیکنم میبینم خدا که عشق خودش تودل ادماقرارداده چرادیگه عشق زمینی اخه

به این جواب میرسم که دردل تنگی اون عشق اسمانی اون عشق زمینی تاحدودی بارومیکشه

واونقدرواقعی جلوش میده به انسان که عشقی واقعی جلوش میده پیش خودش

واسه همینم هست که سوزگدازی شبیه همون عشق اسمونی تو این عشق میزاره

وجالبه که بارکدهم میزنه رواون عشق

عشقی روتاییدمیکنه که رسیدنش ونرسیدنش هرکدوم یکجور موفقیت باشه

پینکی:میدونم شاید فازمنفی بدم بهت ولی به نظرت این یکجور توجیه و خودخرکردن نیست؟:دی

بیشعورخخخ نه نیست چون میدونی باورت میشه من هیچ چیزخوبی نبوده که راجب خدافکرکنم ودرست درنیاد؟ هیچی نبوده...چونه هرچیزخوبی که فکرمیکنیم مستقیما ازطرف خدابه ماارسال شده واین هم همینه

عشق واقعی دوسرش برده

مثلا فکرمیکنی سرهمین فیلم دردنیای توساعت چنده است؟چرا اینقدر باحس خوب خارج شدم از سینما اونم بااینکه تنهابودم

اونم باین که یک داستان بودفقط

اونم بااین که نرسیدن بود تهش

چون دوطرفش سوده

عشق واقعی دوطرفش سوده

حالامیفهمی چرامیگم نمیدونم

چون واقعا به رسیدن ونرسیدن وفکرهای هیجانی یانامیدکنندش فکر نمیکنم

برای رسیدن تلاش میکنم و با رویاهای بااوبودن خوشم

پینکی:حالاازکجا میدونی این عشق واقعیه

چون فکرمیکنم توش شهوت نیست..هوس نیست

پینکی:به نظرت همینا کافین

خب میدونی وقتی شهوت وهوس نباشه یعنی تماما مورد تسلط روحه و روح واقعیترین چیز انسان

پینکی:نمیدونم ولی خب حس خوبی دارم شاید واسه همیشه همراهی من و تو باشه..امیدوارم همینجوری باشه که میگی

نمیدونم توکه پاکی وپاک خواهی موند دعاکن واسم پینکی

دعاکن مسیر اشتباه نرم

پینکی:گمشو آخوند یاحاج آقاکه نیستم اینجوری جومیدی چه سریعم میره فاز مذهبی بی جنبه

بازمن به تورودادم.... توآدم نمیشی یکم ادم باهات جدی صحبت کنه

پینکی:اصن تقصیرمنه باعث میشم خودت بیان کنی حقشه هیچکی باهات حرف نزنه درسیاه چال ذهنی خوبش سماق بمکی

بسم الله...تواین حرفهاازکجات درمیاری..من یادم نمیاد اینارو یادت داده باشم..باشه بابا بخشید

پینکی:بعله فکرکردی فلفل خیلی ریزه نخیر نه ریزه نه تیزه..اصن ربطیم به فلفل نداره..اصن یه وضعی

شما سروری جناب

پینکی:باشه

بچه پررو

پینکی:ها؟؟؟؟؟؟

هیچی هیچی شما از روی بسیارگشاده ای بهره می برید

پینکی:اها

.....

پینکی:دی

:l

میخواستم پست ثبت کنم که

گفتم خالی از لطف نیست اخرین سوتی رسمیم و ابروبرم

که همین هفته پیش اتفاق افتاد واستون بزارم

میزارم تو ادامه مطلب که اگه حوصله داشتین بخونین

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۴۸
پیمان

بعضی ماه هارو خیلی دوس دارم

طبیعتا تو صدرشون فروردین واسه عید نوروز

ماه رمضون دومیشه به خاطر خاص بودن و طراوت و متنوع بودنش

و ماه بهمن به دلایلی عجیب قریب خخخ

میدونین چرا بهمن دوس دارم؟

به همون دلیل که چهارشنبه هارو بیشتر از پنجشنبه دوس دارم

چون یک جور امید رو به وقوع رو همراه خودشون دارن

خب چهارشنبه ها چون پنجشنبه ای راحت رو پیش رو دارن

و بهمن هم عیدی رویایی

حالا اون امید رو به وقوع یعنی چی

یعنی هرخوشی خب میاد و تموم میشه میره تاخوشی بعدی

ولی من به امید و انتظار اون خوشی علاقمندم

کاری نداریم که بهمن برام اتفاقهای خوبی مثل جام فجر و جشنواره فیلم و تئاتر فجر رو به همراه داره

 .......................................

پینکی:میدونی پیمان مشکلت چیه

چی

پینکی: خودت الکی خسته میکنی

خب

پینکی: حوصله ندارم بقیش بگم

نمیشه که یا حرفت تموم کن یا اینجوری نمیشه پاک کنم بقیش

پینکی: پاک کن

باشه

پینکی: چی شد چرا پاک نکردی

حوصلش ندارم

پینکی: خر

بی ادب

پینکی: همینی که هست دست پرورده خودتم

حرف حساب جواب نداره

پینکی: نوکرتم

بووس

پینکی: بووس

 

دوستان این اهنگ خیلی وقتها مرتب گوش می کنم از شهریار قنبری

مال نسل قبل از منه

 متولدین دهه پنجاه و چهل مث خواهرم

که حسابی این شعر درک می کنن

ولی منم به شدت دوسش دارم

دانلودش بدون شک خالی از لطف نیست

پیشنهادی تضمینی

اهنگ غدغن از شهریار قنبری

 

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۰۶
پیمان

هرجوری خواستم این پست ندم نتونستم

این پست کاملا احساسیه

چون اگه دختر بودم گریه میکردم و تموم میشد

ولی الان حقیقتش لجم گرفته که  واقعا از حرکات و کامنتها و حرفهای من چی برداشت میشه

اره این پست احساسیه

و احتمال حذف شدنش زیاده

چون واقعا فقط رو احساسم  دارم مینویسم

و هرچی منطقم(پینکی) میگه پیمان این بچه بازیا چیه

یکم به فکر وجهت باش

راجبت چی فکرمیکنن دوستهای مهربونت

نمیتونم جلوی خودم بگیرم

این کامنت ببینین

     

خدارو گواه میگیرم که قصدم از ثبت این پست نه جلب کردن حمایت شماست و نه محکوم کردن عزیز کامنت بالایی و نه هیچ کدوم از این فکرها،اگر باشه

هیچ کاری نداریم این وب کجاست،صاحب این کامنت کبه و دلیل و ربطشم هیچ کاری نداریم

اما خب لازمه که در همین حد بدونین که این کامنت بعد کامنت من اومده

و مدیروبلاگ هم از اونجایی که کاملا واقفه در جواب فقط سکوت کرده

فکر کنم باید یقین داشته باشیم از اون موقع هایی که سکوت نشانه رضاست

راستی اینم بگم پیشاپیش انقدرم نازک نارنجی نیستم بخوام بهم برخورده باشه و دارم واکنشی احساسی نشون میدم

  هدف فقط همین که الان میگم

دوستان مهربونم که همیشه به من لطف داشتید

آیا در جمع شما خوانندگان و وبلاگ داران مهربون اما بسیار پرلطف و پرمهر کسی هست که به من حس بد داشته باشه؟

احساس کنه نیت بدی دارم از اومدن به وبلاگش

از کامنتهام برنجه یا رنجیده باشه

احساس مزاحمت کنه از طرف من

و در کل وجود من و کامنتهام تو وبلاگش اذیت کننده باشه؟

و یکجورایی هم روش نشه بگه آقا شما دیگه نیا خخخ

چون میدونین من حقیقتش نمیتونم خواننده خاموش باشم

آدم پرحرفیم،نقص دیگه،حرف زیاد میزنم

واسه همین هرجامیرم باید یک کامنتی حرفی چیزی بزنم

اولا که من کامنتهام با تموم احساسم مینویسم و هیچ دروغی توش نیست

اگه تعریف کردم احساس کردم باید تاتعریف کنم

اگه انتقاد کردم احساس کردم اینجا از نظر من مشکل داره

قبول دارم که کامنتهای من خیلی صریح خیلی وقتا و احتمال رنجوندنش زیاده

من ترجیح میدم منفور واقعی باشم تا یک محبوب خیالی

بابا اونجا نوشته نظر شما،اینم نظر منه

اگه نظرهای من حس بد میده و ناراحتتون میکنه خیلی منطقی و رک بگین بهم،چه کاریه خو

و کلا هم به تعارف و تعریف اعتقادی ندارم مگه واقعا لازم باشه و جاش باشه و چیزی جز احسنت و تعریف نشه گفت

و همینطور هم در رابطه با خودم کسی بخواد تعارف و تعریف کنه برنمی تابم

و هیچوت استقبال نمیکنم

چون اعتقاد دارم از اصلیتریبن دلایل پسرفت انسان همین تعریفهاست

و از اصلیترین دلایل پیشرفت انسانها انتقاد سازندست

..............................................

ترخدا اگه از من بدی دیدید بگید

شاید ندونم واقعا



پ.ن:تاکید میکنم این کامنت به هیچ وجه یک کامنت منطقی و استاندارد ازطرف پیمان نیست.



۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۴۷
پیمان

پست گذاشتنم میاد

ولی حس و حالش نه

از نظر جسمی خرابم

واسه همین احساسمم طفلک مریضه

رو همین حساب با این که سه یا چهار پست آماده ثبت دارم

ولی میخوام زمانی که اون شور و حس واقعی داشتم ثبتشون کنم

مث همیشه

اما خب گفتم  حالا که دلم واسه پست گذاشتن تنگ ولی جسم طفلک توانایی نداره فعلا

آهنگها و کلیپهایی که باهاشون حالم خوب میشه واستون بزارم

اولیش، راستی چندنکته

اگه تعصبات مذهبی دارین و میگین خاک عالم یقه دختره چرا باز شد و واییی  پسره چرا اندامش معلومه

نه تنها سراغ کلیپ نرین که سراغ آهنگها هم نرین

در حین دیدن  اهنگها سعی نکنین من تحلیل کنین و علایق انتخاب اهنگ و خواننده موردعلاقه و اینا... فقط  گوش بدین و روحیتون شاد کنین

چون واقعا بعضی وقتا درقید و بند سبک که راک باشه یا کلاسیک یا سنتی

نمیشه بود و مهم این شاد باشین و روحیتون شاد کنین و انرژی بگیرین و دیگران رو انرژی بدین

به خصوص این موقع ها که مریضم

این گفتم چون حساسم رو این که کسی فکرکنه من موسیقی  پاپ دوس دارم

عقدست فکر کنم :(

اینم اضافه کنم که امیدوارم فازتون به من بخوره چون این فازها نسبتا عمومین که واستون گذاشتم،ولی خب اگه خوشتون نیومد جز تاسف خوردن کار دیگه ای از دستم برنمیاد خخ


اولیش مال آرش کلیپ جدیدش به اسم با من سوت بزن

کلیپش یکجورایی تاریخچه زندگیش  از گذشته تا الان و سوا از اهنگ خیلی خوبش

خیلی کلیپ خوبی ساخته و پرشور و نشاط،به خصوص اونجا که تو یکی از کنسرتاش میگه من سه روز دیگه میخوام ازدواج کنم

خیلی حس خوبی بهم میده

خلاصه که خسیس بازی درنیارین و کلیپش با کیفیت عالی دانلود کنین و ببینین،همش 115 مگ

ولی اگه واقعا حجم کم ندارین و هر مشکل دیگه ای لینک دانلود آهنگ صوتیشم واستون میزارم

که حداقل اهنگ گوش بدین

این گذاشتم اول چون به صورت کاملا به روز من شاد میکنه و حس خوبی بهم میده

                دانلود کلیپش                                


دانلود آهنگش



 آهنگ قدیمی و بسیار نوستالژی   Video Killed The Radio Star

از گروه Buggles

 که دهه شصتی ها هم قاچاقی گوش دادنش و تو نوارهای وی اچ اس دیدنش

                                               دانلودش


اهنگ بعدی از استاد شهرام شب پره

تو انرژِی دادن فوق العادست این بشر،واسه همینم پیر نمیشه لامصب خخخ

مدتهاست تو فکرشم فول آلبومش گیر بیارم خخخ

                                                  دانلودش


و آخریشم اهنگ The Golden Ratio

از گروه ace of base

کلا عجیب دوسشون دارم

دانلودش


پ.ن1:عذرمیخوام اگه قبلا اهنگهارو اینجا گذاشته باشم و یادم نباشه 

پ.ن2: اینا فقط قطره هایی از دریای اهنگهای شادکنننده من بودن(آره دقیقا درست فهمیدین،فخر فروختم،یعنی خیلی گوش میدم و خیلی آهنگ دارم،اصن یه وضعی)
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۰۹
پیمان

با احتیاط بخوانید

شاید مقداری که نه خیلی درد در این نوشته باشد

اگر  میبینید حوصله ندارید اصلا نخوانید

یک چیزی نوشتم واسه خودم...نخوندید هم چیزی ازدست نمی دهید


واقعیتی تلخ که هست

این که من اینجا واقعی ترم تا دنیای واقعی

درعین حال ترسی هم ندارم اگه شما تو دنیای واقعی من ببینید

فکر می کنم خیلی از ما اینجوری باشیم

و این فکر می کنم خیلی تلخ باید باشه

مثلا مادر من روحشم فکر نمی کنم تا این حد خبردار باشه که می نویسم

چه برسه به این که بدونه چقدر تو ساختن فیلمو نوشتن فیلمنامه و نمایشنامه جدیم

و حتی سابقه کاکردن تئاتر و بزودی خوانشش تو کارنامه دارم

فقط از اونجایی که میبینه چقدر میرم سینما و تئاتر و اینا میدونه عاقه دارم به هنر

در این حد فکر می کنم نه بیشتر

این اصلا ارادی نبوده ها

من ازسال 84 که استارتم با نوشتن دلنوشته های شعرگون شروع کردم

توخفا شروع کردم

شاید واسه کم روییی یا نداشتن اعتماد به نفس یا نبودن بسترلازم

و زمانی هم که خواستم بگم

شخصیت من همون شخصیت خام و ساده  می شناختن

پس در بهترین حالت جدی گرفته نمیشدم

و در بدترین حالت مسخره می شدم

البته به این فاجعه ای هم نیستا خخخ

نه که درواقع تو دنیای واقعیم مجازی باشم

نه

خب خیی از روحیاتم و تفکراتم  و علاقیاتم میدونن طبیعتا که ما خودواقعیم

ولی اینقدر که شماها از تفکرات من و روحیات من و علاقیاتم باخبرید

خیلی از آدمهای واقعی زندگیم باخبر نیستن

بازهم نمیخوام این برداشت کنین که من تو دنیای واقعی خودواقعیم نیستم

هستم،ولی همش نیستم

به قول اداره آب

هستم ولی کم هستم خخخخ

اینجا تقریبا همشم بدون یک خط اضافه

البته امیدوارم پستی در تعریف خودم از من سراغ نداشته باشین که ضایع شم خخخ

ولی خب اینجا واقعی ترین حالت زندگیمم

هرچند باورش برانون سخته

و خیلیاتون به دنیای مجازی در هیچ صورت اعتماد و باور ندارید

ولی وقتی این درد داشته باشید

که دوس داشته باشید همه خودتون با صدای بلند فریاد بزنید

شاید سخت گیر ترین هم یکم نرم بشه

الان که دارم فکر می کنم

شاید رامین نویسنده وبلاگ همه زندگی یک نمایش

واقعی ترین حالت من رو دیده باشه

چون هم دنیای مجازی من خونده و دیده و هم دنیای واقعیم کاملا باهام در تعامل بوده

راستی شاید چون اینجا رویاهام جدی تر بیان میشه

شده واقعی ترین حالتم

و البته راحت ترین مکان خودم بودن من

شاید یک روز اگه رویاهام به وقوع بپیوندونم

و اگه مغرور نشم

بتونم فریاد زدن خودم تموم کنم

و واقعی ترین خودم زندگی کنم

۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۵۶
پیمان

ترجیح میدم تنها راه برم

تا این که با کسی راه برم که هیچ حرف مشترکی و علاقه مشترکی باهاش ندارم

الان که نوشتمش احساس میکنم خیلی یدیهیه

احساس میکنم خیلی عمومیه

احساس میکنم کسی نباشه که بهش اعتقاد نداشته باشه

حتی احساس میکنم  یک ادم بزرگ گفته باشه

اگه نگفته باشه که دم خودم گرم به نام خودم میزنمش خخخ

ولی جدا از این حرفها حتی اگه بدیهی و تکراری باشه هم دلم نمیاد ادامه ندم

چون حال کردم راجبش بنویسم ذهنیاتم

میدونین حرفم خیلی کلیه پس جنسیتی نکنین حرفام چه واسه زن بازن چه مرد با مرد چه مرد با زن فرق نمیکنه

به نظرم ادم عذاب میکشه تو این حالتها

درحالت عادی مگر دلیلی مجازی وجود داشته باشه یعنی مثلا مرد با مرد سواستفاده مالی و موقعیتی و غیره مرد بازنم طبییعتا شهوت و ظاهرگرایی یابازهم مالی و موقعیتی و غیره حتی

ولی از اونجا که روح ها کلیت امور انسان رو دردست دارن بعد یک مدت واقعا به قول ارتشیا به مرحله نکش میرسن و جدایی رخ میده

نمیدونم واسه شما هم اتفاق افتاده ولی واسه من یک نفس تنگی به وجود میاره

خیلیا میگن بعضی ها روابط عمومیشون بالاست میتونن از هردری حرف بزنن و بلاخره از سریال خرم سلطان و چرا رامبد جوان از سحر دولت شاهی طلاق گرفت و این مزخرفات بلاخره حرف مشترکی به وجود بیارن

ولی اقا من نه روابط عمومیم بالاست نه همچین هنری دارم و نه میخوام داشته باشم

چون ترجیح میدم تو زمینه هایی که بهشون علاقه دارم خیلی حرف برای گفتن داشته باشم تا از هرزمینه ای حرفی

نمیدونم شاید غلط باشه ولی واقعا نمیتونم حداقل واسه یک مدت طولانی باکسی که حرف مشترک و روحیات مشترک ندارم درارتباط باشم

شاید جدا از تعصب و طرف گیری واقعامشکل من باشه

و ادم باید باهمه بلاخره از چیزی حرف بزنه و هنر باشه

ولی خب نمیدونم چرا هنر نچسبیه واسه همینم هست که شاید ادم محبوبی نیستم

درکل شاید اما مهم این که من با مدل خودم حال میکنم و فکرمیکنم حال کردن با مدل خود یکی از نیازهای اساسی روحی باشه
۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۴ ، ۱۵:۳۴
پیمان

شاید اصلا تو نقاشی

که دراین جامعه ماشینی سیاه و سفید

تنها اثررنگیش منم

شایدکوک کننده سازی اصلا

سازها همه بدصدا و بدکوک

ساز من لامصب چه خوش کوک

تو شاید یک خروس قندی ساده

همه با پرستیژ و بزرگ شده

منم اما همان کودک ساده سابق، سیری ناپذیرازخروس قندی

شاید علتی برای معلول

همه بلاتکلیف وکله ها شبیه علامت سوال

من اما همان پسرک با نیش بازکه انگاراصلا خودم علتم برای معلول

دوپینگ هم میتوانی باشی راستی

آخر همه خموده و خسته

اما بایک لحظه امدنت در یاد فی البداهه حرکات موزون به سراغم می اید

نمیدونم دقیقا چگونه تفسیرت کنم آخر

اما

خلاصه که ای سراپا نازنین

همه چسبیده اند  به زمین انگار

بایادت اما گویی پرنده ای درآسمانم

 

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۴۴
پیمان