در مسیرناکجا آباد

مینویسیم تا بدونیم هستیم...
در مسیرناکجا آباد

چه به بازی ادامه بدی،چه بازی ادامه ندی..جهان به بازی خودش ادامه میده،توقفی وجود نداره،پس فکر کنم بهتره سعی کنی بهترین بازیت بکنی و بهترین نمایشت به اجرا بزاری،به جای این که مدام وقتت به غرزدن و کثافت کاری تلف کنی.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۶، ۲۱:۰۰ - بیست و دو
    چشم:دی
نویسندگان

گوشه ای از گفتگوی معمول من و پینکی

جمعه, ۲۹ آبان ۱۳۹۴، ۰۲:۳۸ ب.ظ

فکر می کنم از شر هرچی خلاص بشم از شر حسادت نتونم خلاص بشم

-میدونی که حسادت جز گناه های نابخشودنیه

آره ولی تو بهتر میدونی که من عیبهای زیادی داشتم خیلیهاشون رفع شدن بهتر شدن ولی حسادت...

به دادش نرسی عجیب دامنت میگیره

میدونم لعنتی اینقدر تکرار نکن،هرکی ندونه تو خوب میدونی که چه سرگذشتی داشتم،زندگی من رو از تبعیض،پره از بی عدالتی...پره از ندیده شدن

ولی اینا بهونست

بهونه چی کشک چی  ازم توقع داری تو چندسال شق القمر کنم؟لامصب منم انسانم

.......

-چرا این پست که واسه حسادت نوشتی ثبت نمیکنی؟

نمیدونم احساس یک چیزی کم داره،یاید یک چیزی بهش اضافه کنم،کامل نیست

-فقط همین؟

خب احساس میکنم مرتب پست گذاشتن هم خز باشه

-فکر نمیکنی اینجوری خلاف اصولمون؟جوری که دوس داری باش...اینقدر سعی نک سنجیده باشی..محتاط باشی..خودت باش...گاهی وقتا یک کلمه تو لحظه مورد نظر از هزاران پاراگراف تو وقت گذشته تاثیرش بیشتره

واضح تر لطفا

-تو حس نوشته هات میکشی..هر چیزی که مینویسی همون لحظه بهش بپرداز..اینقدر مثل کارهات ننداز عقب..هیچوقت حسی که تو اون لحظه داری واسه نوشتن نمیتونی تو لحظه ای دیگه تکرار کنی واسه  ادامه همون نوشته

می ترسم

-می ترسی چون جای خودت فکر نمیکنی لذت نمی بری...جای خودت فکر کن..این همه از دید بقیه نگاه نکن

خودت گم نکن تو این همه دید

.......

-.......

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۲۹
پیمان

نظرات  (۸)

حسادت ...خیلی بده...آدمو از پا میندازه...باید سعی کنیم که حسود نباشیم(کلیشه ای!)....ولی گاهی اجتناب ناپذیر میشه!!! خصوصا در ارتباط با کسی که دوسش داشته باشیم.
پاسخ:
موافقم
میدونین فکر میکنم تا حدیش دقیقا تا جایی که گفتید خوبه
اما بیشترش نه..بیشترش یعنی تو همه رابطه ها...در ای حدش گناهیست بس نابخشودنی
از حسادت ضربه ها خوردم......خیلی واضح میشه به چشمها خیره شد و فهمید....وچه حس بدی...نه... به نظر من حسادت حد ندارد ....
البته این به معنی این نیست که خودم اصلا این حس و تجربه نکردم ها به هرحال ما انسانیم :دی ولی خوب .....بدی ماجرا زمانی میشه که از طریق این حس بخواهی ضربه بزنی ..قضاوت اشتباه کنی و هزاران چیز دیگه ....پس کم یا زیادش تماما منفی ...به نظر من...
پاسخ:
دقیقا متاسفانه حسادت ها  ضربه میزنه
منظور تا یک حدیش قشنگه یعنی تا جایی که از تعادل نزنه بیرون و ظرافتش حفظ کنه
وگرنه حسادت کلا بده موافقم :)
۳۰ آبان ۹۴ ، ۱۵:۵۹ روزمرگی ...

یه مواقعی دیگران نسبت به تو حسادت می ورزن.. که مهم نیست

نیست از خار سر دیوار، گلشن را گزیر

نیش زهرآلود ارباب حسد نوش من است


اما.. امان از اینکه حسادت در دل خودمون باشه.. فکر کنم آدمو از درون پیر میکنه..  

در دل هر که حسد نیست غم دوزخ نیست

تخم آن آتش جانسوز شرار حسدست

صائب

البته راه گریز از حسادت وجود داره.. اینکه نقاط مثبت کسی که نسبت بهش حسادت میورزیم رو در خودمون تقویت کنیم.. 


"خودتُ گم نکن تو این همه دید"

جمله زیباییه..کافیه که خودمونو گم نکنیم..

البته! فاصله حرف تا عمل هم خیلیـــه....

پاسخ:
چه نظر پربار و یک دستی...بسیار سپاسگزارم
چقدر خوبه که شما این همه اهل ادب و ذوق و شعرین که برای هر مضمون شعری دارید
درد بر ذوقتون که ان همه من با این نظر خرسند کردین

اره فکر می کنم منم خیلی به چشم زدن اعتقادی ندارم
ولی دقیقا نکته اینجاست..اگه اون حسادت از سمت خودمون باشه خانمان برانداز و باید راهی براش اندیشید :)
مرسی از راه حل منطقیتون..کاملا موافقم :)

متاسفانه همین فاصله حرف تا عمل کار سخت کرده..ایشالا فاصلش برای همه کم و ناچیز باشه :)

بازهم متشکرم بابت این نظر پویا و  مهربان :)


۰۱ آذر ۹۴ ، ۰۱:۳۰ روزمرگی ...
خواهش میکنم.. نظر لطفتونه:)

:) البته من که کاره ای نیستم.. شعرای فرهیختۀ ما واسه هر مضمونی شعری دارن که واسه من هم خیلی جالبه :)

انشاا... که فاصله فکر و حرف و عملمون رو کم و ناچیز کنیم :)
پاسخ:
بزرگوارید :)
صد در صد در این که شعرای ما دست مارو کاملا بازگذاشتن شکی نیست اما خب در این که برای استفاده از اونها به آدم شعربلدی چون شما نیاز هست هم شکی نیست :)
توکل به خدا..ایشالا به امید ...
من هیچوقت آدم حسودی نبودم اما گاهی فک می کنم کاش بودم !
اما اون نکته دومی را خیلی موافقم با اون یکی آدمه !
من اصلن فکر نمی کنم کی وقتشه هر وقت بفهمم کلمه ها میخوان بریزن بیرون ولشون می کنم تا رها بشن برام هم مهم نیست از پست قبلی چقدر گذشته و کی ممکنه چی فک کنه .البته اوایل خیلی مهم بود برام که قضاوت نشم یا سرزنش نشنوم اما حالا فهمیدم قدم زدن تو دنیای مجازی ینی رهایی وگرنه که آدم با همین آدم واقعی های زندگیش حرف میزنه .چه اجباریه به نوشتن .
پاسخ:
اوه اوه حسادت؟چراااااا؟از چه نظر کاش بودید...حسادت  بده ه ه هاااا

کدوم یکی آدمه؟پینکی؟خخخخ

خوشحالم که جان مطلب را درک کردید..واقعا باید رها شد از بعضی قید و بندهای سخت گیرانه خودساخته..مرسی
سلاااااااااااام دلنوشته بجایی بود نمیشه کسی رو پیدا کرد که اصن تو زندگیش دچار حسادت نشده باشه یکیش خود من ولی سعیمو کردم از زیاد به کم برسونمش .... اینجایی که گفتی اینقد محتاط نباش و.... خودم همینجورم گاهی محتاط بودن زیاد هم بدرد نمیخوره منظورم به خودم هس
پاسخ:
سلام بسیار خوش آمدید
ماییم و دنیای از حسادت..ماموریتمان اما کم کردن ان..مممنونم
دقیقا..گاهی محتاط بودن زیاد به درد نمیخوره :)

۰۲ آذر ۹۴ ، ۱۴:۵۰ آناهــیــ ـــتا
گاهی اوقات حسادت راجب یه سری چیزا اجتناب ناپذیره...
همه می دونن حسادت بده و بعضیا باهاش درگیر می شن و یه سریای دیگه بهش میدون می دن,
بنظرم همینجاهاست که آدم می تونه عیار خودشو بسنجه... تو موقعیت های خاص..
پاسخ:
سلام خوش اومدین به اینجا
کاملا موافقم باهاتون..واقعا گاهی وقتا اجتناب ناذیره..اما خب باید اصلاح کنیم خودمون
و همونجور که گفتی همینجاست که ادم خودش میسنجه و میفهمه کجای کاره
متشکرم

سلام
اره حسادت بد چیزیه.
به منم سر بزن
پاسخ:
سلام...خوش آمدید

حسادت به واقع گناهیست نابخشودنی :)

چشم :)


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">