در مسیرناکجا آباد

مینویسیم تا بدونیم هستیم...
در مسیرناکجا آباد

چه به بازی ادامه بدی،چه بازی ادامه ندی..جهان به بازی خودش ادامه میده،توقفی وجود نداره،پس فکر کنم بهتره سعی کنی بهترین بازیت بکنی و بهترین نمایشت به اجرا بزاری،به جای این که مدام وقتت به غرزدن و کثافت کاری تلف کنی.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۶، ۲۱:۰۰ - بیست و دو
    چشم:دی
نویسندگان

پستی یهویی برای محرم

سه شنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۱ ق.ظ

از خود آزاری هایی که من دارم

این که ۴ تا پست حاضر و آماده مثل هلو آماده کردم

و همشونم تو حالم می باشند که ثبت بشوند

ولی خب فعلا به هیچکدوم مجال خودنمایی نمیدم

و گمانه زنی هایی هست که مثل خیلی از پستهایی که ثبت موقت کردم از سالیان دور تا الان

و مجال ثبت رسمی بهشون نرسیده و با توجه به عدم علاقه من به نمایش حرفهایی که قبلا تو حالم بوده و الان خیلی نمیتونم باهاشون ارتباط برقرار کنم خخخخخ

این ۴ پست هم با توجه به حال مدام متغیر من در لحظه اکنون... به سرنوشت اون پست ها گرفتار شوند

ولی نه ایشالا هفته دیگه دونه دونه ثبتشون می کنم خخخ

حالا چه مرضی هست نمیدونم

ولی خب چون میخوام پنجشنبه در رابطه با اون مسابقه یک پست جدا از اون ۴ پست...یک پست جوندار بیام

خیلی نتونستم نظر شورای درونم جلب کنم و ثبتشون کنم

واسه همین الان با یک پس ساده و دم دستی با حال و هوی این روزها درخدمتتونم

 

محرم که میاد من یک حالیم

شاید بلاتکلیفی

شاید گیج بودن

شاید...

خیلی حالم خوب نیست اگه بخوام راستش بگم

چون هم متاسفانه ما ایرانیا کلا عادت داریم وقتی بخوایم یکی ببریم بالا

طوری میبریم بالا که خدا رو استغفرالله قرض دارش میکنیم

و هم کلااااا تکلیف خودم با مقوله غم روشن کردم

غم خوردن هرگز

هم دلیل فلسفی واسش دارم

هم عرفانی

هم فلسفی

هم اجتماعی

هم روانشناسی

هم کلا خخخخ

دونه دونه حالا واستون میگم

دلیل عرفانی چون هیچ غمی جز غم فراق یار نباید وجود داشته باشه و بقیه غم ها غمی فرعی محسوب میشن...بنابراین خوردن این غم یا غمهایی نظیر این برای شهادتهای مختلف مگر در راستای این غم اصلی جایز نیست...که در راستای این غم هم چون به اندازه کافی این غم اصلی غمناک هست ما باید سعی کنیم شادتر باشیم تا غم اصلی تحمل کنیم..نه که غمی بیافزاییم تحمل غم اصلی سخت تر(چقدر غم داشت توش خخخ)

 دلیل فلسفی این که فلسفه وجودی انسان با غم جور نیست و ما با غم خوردن تاثیری منفی بر عملکردمون میگذاریم و به نوعی پوچی در تعاریف و اصول حتی اولیه زندگی میشیم

دلیل اجتماعی هم این که هرچه اجتماع غمگین تر باشه طبیعتا پیشرفت جمعی کمتر خواهد بود و دچار پس رفت میشیم چرا که اون سرزندگی در جامعه وجود نخواهد داشت و اون جامعه دچار رکود میشه از لحاظ روانی

دلیل روانشناسی هم این که از لحاظ روانی انسان دچار افسردگی می شود به مرور چرا که از اون پویایی به دور میشویم

با تمام این اوصاف اما

 در کل من حیث المجموع حسین برای من هیچیم که نباشه

هیچ اعتقادیم که نداشته باشم

یک آدم خوب و نمادین

یک کسی که هرچقدرم بی اعتقاد باشی نمیتونی به عنوان صاحب مکتب و آرادی خواه واقعی قبولش نداشته باشی

البته منطق میگه اگه بخوایم اینجور بگیم

پس باید برای گاندی و ماندلا و چه گوارا هم عزا بگیریم

ولی خب حسین یک فرق داشت

که حتی گیریم جنگی بود بین قبیله ای و حتی برای تاج و تخت که خداییشم فکر نمیکنم بوده باشه

حتی گیریم فقط خود خود تاسوعا عاشورا تاریخ سند بدون آب بودنشون تایید کنه

ولی بازهم یک فرق داشت و اون این بود که حسین واقعا مظلوم بود

و این مظلومیت رو ما ایرانیا با گوشت و پوست و استخون تو تاریخمون هضم کردیم

سیمین دانشور چقدر قشنگ تو کتاب سووشون میاد قیاس میکنه داستان سیاوش کشی و امام حسین رو

و اصلا شاید هم به خاطر همین این همه همه گیر شد در ایران این ارادت به حسین

هرچند که ناجوانمردانست بازهم برای اسطوره های چه اساطیری چه واقعی خودمون حتی اندکی اندوه نخورده باشیم که هیچ

که حتی نشناخته باشیمشون

ولی باز هم حسین به دلیل آمیختگی با دینی که بهون داده شده

یکجور پیوند داره با ما و مظلومیتش برای ما آشکاره

و برای همین که باید بهش احترام ویژه ای گذاشت

بدون غلو و بدون زیاده روی البته

و در اصل باید شناختش

همونجور که دنبال گاندی یا چه گوارا میریم و میشناسیمشون

حسین هم باید شناخت

اون وقت که اینقدر سطحی پای هرمنبری و روضه ای نمیشینیم

هر مداحی ای گوش نمیکنیم

و از فرصت به وجود اومده

به مثال رمضون و شبهای قدرش..به مثال اعتکاف

فرصت غنیمت میشماریم و تفکر میکنیم که واقعا چرا؟

این گونه میتونیم اصل اساس عمل حسین رو درک کنیم

و تعریفی شفاف از آزادگی بدست بیاریم و با نشستن پای هر دکون دستگاهی ذهنمون شناور نباشه

به جای سیاه پوشیدن و غمگین نشون دادن خود

به جای استرس داشتن برای اشک ریختن در مجلس حسین

به جای قرمز کردن سینمون برای حسین

به جای لعن و نفرین فرستادن بیهوده

به جای چندین و چند کار که در بهترین حالتفقط  بگیم ما مرید حسینیم

ببینیم حرفش چی بود..راهش چی بود

و ازش درس بگیریم

درسی برای ادامه زندگی بهتر و اصولی تر

تا دیگر حادثه کربلایی در دلی صورت نگیرد

وگرنه کیست که اعتقاد داشته باشدحسین نیاز به این گریه ها و اشک ها و اندوه ها داشته باشد

به نظر من این تفکر به عمل حسین که احترام بهش

نه اشک ریختن در مجلسش


پ.ن:اون جور که میخواستم نتونستم حرفم بزنم..هم از لحاظ ادبیاتی و هم از لحاظ گفتاری....کلیت گفتم اما خب اون کیفیتی که میخواستم نداشت....امیدوارم ولی اصل حرفم...جاااان حرفم دریابید
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۲۰
پیمان

نظرات  (۵)

چ عجب.. بالاخره ی مطلب بدون "خخخ" ازتون دیدیم! :)
(البته اونم قسمت دومش!)


خب فکر کردن .. ب دنبالش جستجو کردن میخواد.. تطبیق میخواد.. سبک سنگین کردن و .... اوووو
کی میره این همه راهو؟!
پاسخ:
نه دیگه دقت نمیکنی.داره به هرحال خخخ

هرکه طاووس خواهد جور ازبکستان کشد...بعله خخخخ
دوس داشتم دست بردم تو مثال خخخخ
۲۰ مهر ۹۵ ، ۰۱:۲۲ خانوم لبخند :)
هم شعور حسینی نیازه هم شور حسینی. هیچکدوم به تنهایی اون هدفی که باید رو قابل وصول نمیکنن. 
پاسخ:
اگر این گونه برداشت کنیم که عمل با عقل..کاملا موافقم و حرفتون متنینه
خیلی خوب فرمودید در واقع
سلام
برای بعضی احساسها نسبت به افراد خاص شاید دلیل نشه اورد بعضی ادما به خواست خدا و از بس خوبن در قلب همه مردم با هر تفکر و دینی رسوخ میکنن حسین علیه السلام یکی از این ادماست عشقش جاری و روانه از نسلی به نسلی میرسه کسی نمیتونه جلوشو بگیره
گریه کردن خوبه مثل خندیدن برای ما ادما واجبه اما چه بهتر که با تفکر باشه چه بهتر که باعث قدم گذاشتن در راه انسانیت و خداجویی بشه
بنظرم اشکها و نذری ها و عزاداریها رو نباید از دست بدیم ولی باید بهش تفکر درست و عملم اضافه کنیم
پاسخ:
سلام
خوبین؟
دقیقا انقدر خوبن که نمیشه جلوشو گرفت..کاملا موافقم

حرف هم همین..اگه گریه ای هست باید از روی تفکر باشه نه جهل..بسیار زیبا فرمودید

هرچیزی پشت تفکر زیباست و قابل احترام


نظرتون بسیار خوب و محترم..ممنون
نه تنها پست ساده و دم دستی نبود بلکه یکی از نوشته های عالی و پرمفهوم بود.
فقط نصف برگزار کنندگان این مراسم آنچنانی همچنین باوری تو ذهنشون داشتن الان این ایام واقعا بهشتی بود برای رشد و درک از هدف اتفاقات اون زمان..حیف چقدر حرف در این موارد هست اما.......
با تک تک جمله ها موافقم. عالی بود.
پاسخ:
بسیار ممنونم..خیلی روحیه بخش بود کامنتتون

خیلیییییییییییی حرف هست اما چه میشه کرد که قدرت دست عقل و تفکر نیست.....حرفهایی که تو سینه حسین هم موند....

خوشحالم باهام هم سو هستید...سپاسگزارم
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود 
بجای افکارش ، زخم های تنش را به ما نشان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
دکتر شریعتی


+سلام :)
ممنون میشم این کامنتو تایید کنین اولی بدلیل عجله ی که داشتم اشتباه نوشته شد :)

الانم عجله دارم باید برم :)


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">